گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٢
تمدن غرب به ويژه در قرون وسطى خواهيم يافت و خواهيم ديد عامل اخراج بيزارى نبوده، بلكه آنان به عنوان گروه كاركردى دلال عنصرى شهرك نشين و غريب را تشكيل مىدادند كه واردات و صادرات انجام مىدهد، ولى هرگز در هيچ نقطهاى اصالت نمىيابد؛ مانند سربازان مزدور و گروه كاركردى دلال كه نقش خود را بازى مىكند، جامعه نيز پس از بى نياز شدن از او روند طرد دلال را پيش مىگيرد. لذا به جامعه ديگر مىرود و ... معمولًا جوامع با پيدا كردن ساختارهاى ادارى مركزى از گروههاى كاركردى بى نياز مىشوند.
٣. تهمت خون:».
اتهامى است بر ضد يهوديان مبنى بر اينكه آنها در عيد فصح، به منظور تمسخرِ موضوع به صليب كشيده شدن مسيح، يك كودك مسيحى را مىكشند. با توجه به نزديكى زمانى عيد فصح مسيحى و يهودى اين تهمت شدت گرفته و اعتقادى به وجود آمده كه يهوديان خون قربانى خود را براى شعاير دينى و اعياد خود به ويژه در عيد فصح يهودى مصرف مىكنند. به طورى كه شايعه شد نان فطير خمير نشده (ماتزوت) كه در آن عيد خورده مىشود، با اين خون آميخته مىشود. اين شايعه شديدتر شد به طورى كه گفته مىشد يهوديان خون قربانيان آنها را براى مصارف پزشكى تجويز مىكنند يا براى استفاده آن در درمان زخمهاى ناشى از ختنه كردن و يا حتى به عنوان محرك جنسى استفاده مىكنند.
اولين تهمت خون متوجه اعضاى گروههاى يهودى انگليس در قرن دوازدهم شد. اين تهمت در زمانى بود كه آنان فعاليت تجارى، پولى و ربوى داشتند. يعنى افراد زيادى از رباخواران يهودى قرض گرفتند. ولى در باز پرداخت آن ناتوان بودند. در نتيجه ملكيت زمينهايشان و يا چه بسا منازل آنها در برابر قرضها واگذار شد. در سال ١١٤٤ م. اعضاى گروه يهودى در نروژ متهم شدند كه كودكى چهار ساله به نام ويليام را در جمعه حزين كشتند. همچنين يكى از يهوديان نصرانى شده مىگويد كه روال يكى از گروههاى يهودى در يكى از شهرهاى اروپا اين است كه كودك مسيحى را در عيد فصح مسيحى (ايستر) كه مقارن با عيد فصح يهودى (بيساح) است بكشند. سپس تهمتهاى خون ديگرى در ديگر مناطق انگليس در سالهاى ١١٦٨ تا ١١٩٢ م.