گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٢٧
مشاهده مىشود گروههاى كاركردى معمولًا به وجود سرنوشتى خاص براى خود اعتقادى ژرف دارند. سامورائيان در شعر «هايكو» پيوسته از سرنوشت موعود خويش سخن مىگويند؛ همان گونه كه زنان فاحشه از قسمت (پيشانى نوشت) خود سخن مىگويند! همه اينها تلاشهاى بشر براى عقلانى كردن وضعيت غير انسانى و غير عقلائى است كه اين وضعيت را تنها به همين شكل مىتوان توجيه كرد. شايد پذيرش نقش گروههاى كاركردى از سوى اعضاى گروههاى يهودى در تمدن غرب و پذيرش حكومت صهيونيستى مبنى بر ايفاى نقش حكومت كاركردى، دو علت موجود در وراى اعتقاد راسخ صهيونيستى به وجود سرنوشت منحصر به فرد و مشترك ميان يهوديان باشد.
ما ميان وحدت سرنوشت يهودى و تداخل سرنوشتهاى گروههاى يهودى فرق قائل هستيم؛ چون شرايط يكى از گروههاى يهودى ممكن است بر گروه يهودى ديگرى اثر بگذارد. هر چند اين دو گروه در دو روند تاريخى متفاوت قرار دارند و متعلّق به حركتهاى تاريخى متفاوتى هستند. به عنوان مثال جنبشهاى تجددگرا كه در شرق اروپا با مشكل مواجه بودند، ميليونها يهودى را به غرب اروپا سرازير كردند و سرنوشت آنان با سرنوشت يهوديان اين كشورها به هم گره خورد. بدون اينكه ضرورتاً ميان اين دو سرنوشت يگانگى ايجاد شود.
يهوديان غرب اروپا بيشترين تلاش خود را براى رهايى از اين يهوديان به كار بستند. در همين راستا صهيونيسم خارجى ميهنى كه خود را «صهيونيسم دياسپورا» مىنامد ظهور كرد.
اين صهيونيسم از كسى كه معتقد به صهيونيسم است، نمىخواهد شهرك نشين بشود بلكه از او مىخواهد در اسكان آن مازاد جمعيتى كه موقعيت وى را به مخاطره مىاندازد، كمك كند.
طرح صهيونيستى شهرك نشينى (كه در وهله اول طرح اشكنازى غربى است) در گروههاى يهودى جهان غرب اثر گذاشت به طورى كه سرنوشت آنان با سرنوشت شهرك نشينان اشكناز گره خورد، و اين امر آنان را به خروج از كشورهاى غربى خويش و شهرك نشينى شمارى از آنان در فلسطين مجبور نمود. با اين حال وضعيت بد اقتصادى و هويت تمدنى مستقل، ويژگى متمايز آنان در شهركهاى صهيونيستى بود؛ يعنى سرنوشت آنان با سرنوشت اشكنازىها يكى نشد. (هر چند اخيراً وضعيت آنان رو به بهبودى است و شايد بخشى از شهرك صهيونيستى شده و همان سرنوشت را داشته باشند) با اين حال عواملى وجود دارد كه در شهركهاى