ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - شناخت پيوسته به وحى
( قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ ) [١] ( بآنان بگو : هر اجر و مزدى كه بخواهم ، به سود خود شما است ) .
نتيجهء دوم
نتيجهء دوم - در تاريخ طولانى بشرى ، اشخاصى فراوان پيدا شده و ادعاى ارتباط وحى با خدا و رسالتى از طرف او بر جامعهء خود يا بر جوامع بشرى براه انداختهاند ، در صورتى كه ادعاى آنان دروغ و افتراى محض بوده است ، اينان ستمكارترين مردم بودهاند . ( آيهء شماره ٣ ) چرا ستمكارترين مردم بودهاند بسيار روشن است ، زيرا اين افترا زنندگان با يك ادعاى دروغين ، عظمت و جلال خداوندى را كوچك جلوه دادهاند و از اين راه اساسىترين ارزش هستى انسانها را پايمال نمودهاند و آن موجود برين را وسيلهء خودنمائيها و خودكامگيهاى خود قرار دادهاند . بلى ، هيچ ترديدى نيست در اين كه ستمكار - ترين افراد بشرى كسانى هستند كه با نمايش دادن حق و حقيقت ، انسانها را از برخوردار شدن از حق و حقيقت محروم نموده از عاليترين وسيله وقيحترين هدف را استنتاج نمودهاند .
نتيجهء سوم - چنانكه از آياتى چند مشاهده كرديم ، وحى در قرآن به دو معنى بكار رفته است
نتيجهء سوم - چنانكه از آياتى چند مشاهده كرديم ، وحى در قرآن به دو معنى بكار رفته است :
معناى يكم - وحى بمفهوم عمومى آن كه شامل هر گونه رسانيدن و القاء چيزى به درون كسى از جانداران و انسانها و فرشتگان مى گردد . رجوع شود ( به آيهء شمارهء ٤ ) و آيهء ٦٨ از سورهء النحل و آيه ١٢ از سورهء فصلت و آيهء ١١٢ و ١٢١ از سورهء الانعام .
معناى دوم - القاء دستورات الهى به درون پيامبران . اين معنا براى وحى در آيات فراوانى از قرآن مجيد آمده است كه ما مقدارى از آنها را مورد بحث قرار دادهايم .
نتيجهء چهارم
نتيجهء چهارم آنچه كه بر پيامبر اسلام وحى شده است ، همانست كه
[١] سبأ ٤٧