ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - بعد نورانى شناختها
( النُّورِ وَكانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً ) [١] ( آن خداوند است كه او و فرشتگانش بر شما درود مى فرستند تا شما را از ظلمات خارج ساخته و به نور وارد كنند و خداوند بر مؤمنين مهربانست ) .
١١ - ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى الله تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ يَوْمَ لا يُخْزِي الله النَّبِيَّ وَ ) [٢] ( قيامت روزيست كه خداوند در آن روز پيامبر و كسانى را كه با او ايمان آوردهاند رسوا نمى سازد ، نور آنان پيش رو و پيرامونشان در حركت است ، آنان مى گويند : پروردگارا ، نور ما را تتميم فرما و بر ما ببخشا ، تو بر همه چيز توانائى ) .
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجهء يكم
نتيجهء يكم - آن دسته از مردم كه به اصول عالى الهى در اين زندگانى كفر مى ورزند و از حيات طبيعى كه با ديگر جانوران در آن شركت دارند ، گام به « حيات معقول » نمى گذارند و جهان و موجوديت خود را در نمودهائى گسيخته خلاصه ميكنند و از درك روابط عالى آنها خود را محروم مى سازند ، همواره دنبال سرابهاى آبنما مى روند ، ( آيهء شماره ١ ) و نمى دانند كه بر طرف كنندهء آن تشنگى سوزان كه آنانرا به دويدن بسوى سرابها وادار ساخته است ، خود آب است ، نه سراب آبنما . تشنگى آنان جز با درك نورانى اصول عالى الهى در اين زندگانى قابل برطرف شدن نيست . چرا قابل برطرف شدن نيست براى آنكه :
< شعر > زين پرده ترانه ساخت نتوان وين پرده به خود شناخت نتوان < / شعر > نظامى گنجوى < شعر > كاشكى هستى زبانى داشتى تا زهستان پردهها برداشتى < / شعر >
[١] الاحزاب آيهء ٤٣ .
[٢] التحريم آيهء ٨ .