ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - آيا رشد جسمانى و توقف و نزول آن با فعاليتهاى مغزى و روانى رابطهء مستقيم دارد
رفته است ، هنگامى كه آب براى او فرو فرستاديم به جنبش و اهتزاز در مى آيد و روئيدنيهايش سر مى كشد و از هر جفت زيبائى روئيدنيها را مى روياند ) .
٥ - ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ) [١] ( ما انسان را در بهترين تركيب آفريديم ، سپس او را به پستترين مراحل زندگى حركت داديم .
مگر آنانكه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، براى آنان پاداشى است بدون منت ) در اين دو آيه پايان حيات انسان را جهل و خمودى گوشزد ميكند .
البته اين جهل و خمودى يك پديدهء طبيعى است كه در نتيجهء فرسودگى اعصاب و سلولها و اعضاء و عضلات بوجود مى آيد . ولى از اين جريان نزولى نبايد چنين نتيجه گرفت كه پايان زندگى آدميان سقوط و نابوديست ، بلكه با نظر به دليل عقلى جاويد بودن روح و آيات فراوان و احاديث فوق تواتر كه بقاى روح را با اندوخته هايش اثبات ميكند . آياتى متعدد مى گويد : حتى باندازهء ذره اى خير يا شر كه در اين دنيا از انسان سرميزند ، نتيجه اش را خواهد ديد . آياتى ديگر مى گويد : هر نفسى در گرو اندوختههاى خويش است . اين اندوختهها كه در تعيين سرنوشت نهائى روح تأثير كامل دارد ، شامل علم و معرفت و عمل و انديشه و همهء پديدههاى انسانى ميباشد . مثل انسان مثل درختى است كه از دوران نهال بودن حركت ميكند و به دوران بارورى مى رسد و سپس از كار مى فتد . ميوه هائى را كه درخت در دوران بارورى بوجود آورده است ، در حيات انسانها بوجود و يا اثر خود ادامه مى دهد ولى خود آن ابزار مستهلك مى گردد .
[١] التين آيهء ٤ و ٥ و ٦