ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - نتيجهء دوم - در آيات قرآنى تاكيد شديدى روى شناخت عوامل سقوط تمدنها و اجتماعات شده است
نتيجهء سوم - در بررسى تحولات و سرگذشت بشرى با دو نوع سنت روبرو مى شويم
نتيجهء سوم - در بررسى تحولات و سرگذشت بشرى با دو نوع سنت روبرو مى شويم :
١ - سنتهاى صالحه و شايسته كه بعنوان اصول پايدار مهمترين عامل رشد انسانها بوده است ( آيهء شمارهء ٢ ) مانند تنظيم مسائل اقتصادى ، برخوردارى از علم ، زندگى در پوشش يك فرهنگ پويا و هدفدار ، گرايش علمى و عملى به عدل و قسط و بكار انداختن انديشه و تعقل . اينها مواد تبليغ پيامبران الهى و هدف تكاپوهاى خردمندان اقوام و ملل بوده است . ٢ - سنت - هاى پليد و اخلاق تابوكه مورد گرايش و پرستش مردم قهقرا طلب و ارتجاعيون بوده است . در آيات قرآنى اين سنتگرايى مورد توبيخ شديد و آنرا به بىعقلى و نادانى موصوف ساخته است . در همهء آن آيات قرآنى كه تكيه بر گذشتگان را مانع ايمان به هدايت و نور الهى قرار مى دهند ، محكوم نموده و در بعضى از آيات صريحا بىعقلى تكيه بر گذشتگان نابخرد را گوشزد مى نمايد مانند : ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ الله قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ) [١] [ آيا آنان باز تكيه بر سنت - هاى نياكان خود مى كنند ] اگر چه نياكان آنان چيزى را تعقل نمى كردند و هدايت نمى شدند ) .
نتيجهء چهارم
نتيجهء چهارم - آياتى در مورد بحث ما اصرار دارد كه به ظواهر فريباى تمدنها كه نمودهائى ناآگاه از فعاليتهاى ذهنى است ، مغرور نشويد و گمان مبريد كه قصرهاى سر بفلك كشيده [ و كامپيوترهاى ماشينى و حركتهاى سريع ] مى توانند عامل يك تمدن انسانى و بقاى آن بوده باشند . ( آيهء شمارهء ٣ و ٦ ) تمدن انسانى هنگامى كه انسان محورى خود را فراموش كند و تكيه بر نمودهائى ناآگاه نمايد كه محصول بعضى از امواج انديشه و ارادهء آگاهانه است ، زوال و نابودى آن حتمى است اگر چه بتواند طول يك يا دو قرن هم دوام بياورد ، زيرا دوام و پايدارى مربوط به عوامل اساسى تمدن است كه عبارتست از انديشه و ارادهء آگاه انسانها .
[١] البقرة آيهء ١٧٤ .