ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٦ - دنيائى كه گرايش به آن جوهر هستى انسانى را تباه خواهد ساخت پستتر از برگهاى تباه شده است
٤١ ، ٤٥ - فلتكن الدّنيا فى اعينكم اصغر من حثالة القرظ و قراضة الجلم و اتّعظوا بمن كان قبلكم قبل ان يتّعظ بكم من بعدكم و ارفضوها ذميمة فأنّها قد رفضت من كان اشغف بها منكم ( اى مردم ، دنيا بايد در چشمان شما ناچيزتر از اجزاى بىارزش آن برگهائى تلقى شود كه فقط به درد دباغى مى خورد و بىارزشتر از آن پشمهاى بز تلقى شود كه در موقع چيدن موهاى آن حيوان بر زمين مى فتد ) .
دنيائى كه گرايش به آن جوهر هستى انسانى را تباه خواهد ساخت پستتر از برگهاى تباه شده است ما در سرتاسر نهج البلاغه با تحقير و توهينى كه أمير المؤمنين عليه السلام در بارهء دنيا ابراز فرموده است ، رويارو هستيم . ممكن است بعضى از سطحنگران ناآگاه از مقاصد أمير المؤمنين ( ع ) چنين گمان كنند كه اين تحقير و توهين به اضافهء اين كه در بارهء جهانى كه ما خود جزئى از آن هستيم ، صحيح نيست ، با آن مطالبى كه أمير المؤمنين در تعظيم و تكريم دنيا فرموده است ، تناقض دارد پاسخ اين توهم كاملا روشن است . زيرا أمير المؤمنين ( ع ) جهان هستى را كه مظهر آيات الهى است ، همواره مورد تعظيم و مردم را براى شناخت و بهره بردارى از آن تحريك و تشويق فرموده است . جهان هستى و آيات الهى كه در همهء اجزاء و روابط آن مشهود است غير از زندگى دنياپرستانه است كه همان زندگى طبيعى محض ناميده مى شود . عشق و پرستش و گرايش به چنين زندگى هر اندازه هم كه گسترده و نافذ در جهان باشد ، بدانجهت كه تباه كنندهء جوهر هستى انسانى است بىارزشتر از پستترين اشياء است .