ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٠ - مقدمهء دوم - ادعاى تكامل عقلانى با حركت در تاريخ طبيعى محض بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد
سازنده اى كه بطور پويا و هدفدار مى تواند بعهده بگيرد . بيست و هشت - ناتوانى اسف انگيز در تفسير و توجيه نسبىها و مطلقها . و اين يك فلسفهء علمى و فلسفى محض نيست كه مجهول ماندن آن ضررى بر خود حيات و مختصات مطلوب آن وارد نسازد ، بلكه مسئله ايست كه هيچ فرد و جامعه اى بدون تصفيهء آن نمى تواند موقعيتهاى مادى و معنوى خود را بطور منطقى تنظيم و توجيه نمايد .
بيست و نه - مسائل ضرورى حيات براى اكثريت قريب به اتفاق مردم كه در حيات طبيعى محض زندگى ميكنند ، از روى تقليد و تأثر از يكديگر پذيرفته مى شود . اين مسائل ضرورى چنانكه در مجلد هفتم صفحه ٢١ و ٢٢ آوردهايم ، هفت مسئله است : مسئلهء يكم - من در عين حال كه در ميان عوامل محيطى و اجتماعى و پديدههاى ارثى درونى و عوامل ريشه دار زندگى ميكنم ، در بارهء اين زندگى يك احساس شخصى دارم و آن اينست كه اين منم كه زندگى ميكنم لذت مى برم ، درد مى كشم ، تكاپو ميكنم ، عمل به قانون و قراردادها مى نمايم .
خلاصه با اين كه در ميان عوامل فوق غوطه ورم ، آن عوامل نمى تواند من را آن طور محو و نابود بسازد كه هيچ احساس در بارهء حيات شخصى خود نداشته باشم . با اين مشاهدهء قطعى در بارهء حيات شخصى چه بايد بكنم آيا اين حيات شخصى را هم بتقليد از ديگران بپذيرم متأسفانه چنانكه گفتيم در امتداد تاريخ حيات طبيعى محض چنين بوده و چنين هست و ظاهرا آن طور كه بنظر مى رسد در آينده هم چنين خواهد بود كه اين حيات شخصى و ادارهء آنرا بايد از ديگران گرفت .
مسئلهء دوم - مشاهدات بديهى و دلايل لازم و كافى اثبات ميكند كه حيات من در اين برهه از زمان كه زندگى ميكنم ، يك امر تصادفى نبوده ، بلكه از گذرگاه پرپيچ و خم ميلياردها رويداد در طبيعت از كانال معين عبور كرده باين موقعيت فعلى رسيده است . من اگر هم نتوانم پاسخ هفت ميليون « چرا » را