ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - نتيجهء پنجم - آدمى در هر لحظه از زندگى از مرز باريك ميان رشد و سقوط عبور ميكند
( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه ) [١] ( هر كس يك فرد از انسان را بدون عنوان قصاص و بدون افساد در روى زمين بكشد ، مانند اينست كه همه انسانها را كشته است و اگر يك فرد از انسان را احياء كند ، مانند اينست كه همهء انسانها را احياء نموده است ) .
آيا فكر مى كنيد كه در سرتاسر تاريخ انسانى با آن همه تلاشهاى فكرى و عضلانى ، مكتبى پيدا مى شود كه راه صلح و صفا و روشنائى سعادتبخش را بدون اصل فوق كه در قرآن آمده است ، هموار نمايد اگر چنين فكرى در سرداريد ، براى انسانها يك تاريخ ديگر بسازيد .
نتيجهء هشتم - كتابهاى آسمانى كه در گذشته نازل شده است ، مانند تورات و انجيل ، فقط براى هدايت به « حيات معقول » انسانها بوده است
نتيجهء هشتم - كتابهاى آسمانى كه در گذشته نازل شده است ، مانند تورات و انجيل ، فقط براى هدايت به « حيات معقول » انسانها بوده است همهء آن كتابهاى آسمانى براى معنا بخشيدن بر زندگى انسانها نازل شده است و در اين معنى هيچ اختلافى با يكديگر نداشتهاند . اين مكتببازيها و دينپردازيها معلول هوى پرستىهاى ارباب حرفه اى آن مكاتب و اديان بوده است كه براى اشباع خود كامگىهاى خود ، مزاحم روشنائىهاى فطرت و وجدان بشرى گشته و با علم و بينش به مخالفت برخاستند .
زيرا بزرگترين عنصر هدايت خداوندى جهانشناسى واقعى و تحصيل روشنائىهاى متنوع در سر راه « حيات معقول » ميباشد . ( آيهء شماره ٩ و ١٠ و ١٣ ) .
نتيجهء نهم - هدايت خداوندى شامل حال كسانى كه در برابر ايمان مقاومت و كفر مى ورزند ، نمى گردد .
نتيجهء نهم - هدايت خداوندى شامل حال كسانى كه در برابر ايمان مقاومت و كفر مى ورزند ، نمى گردد .
( آيهء شمارهء ١١ ) محروميت اشخاصى كه كفر مى ورزند ، از هدايت خداوندى امرى است كاملا طبيعى . مثل اينان مثل كسى است كه :
< شعر > چندين چراغ دارد و بيراهه مى رود بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش < / شعر > چطور امكانپذير است هدايت كسى كه فطرت صاف و وجدان پاك و
[١] المائدة آيه ٣٢ .