ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - نتيجهء پنجم - آدمى در هر لحظه از زندگى از مرز باريك ميان رشد و سقوط عبور ميكند
آن خدائيم و بازگشت ما بسوى اوست ) امكان پذيرست . تكرار ( اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ) در هر شبانه روز ده مرتبه ، كاشف از حساسيت زندگى آدمى است كه از مرز ميان رشد و سقوط عبور ميكند . آيهء شمارهء ٤ هم اين نيايش را بما تعليم مى نمايد كه « پروردگارا ، دلهاى ما را پس از آنكه هدايت فرمودى در اين مرز حساس ملغزان . اين مضمون در آيهء شماره ٧ نيز ديده مى شود .
نتيجهء ششم
نتيجهء ششم - كسانى كه در گرايش به اصول عقايد سازندهء شخصيت خود سبكسرى و بازيگرى براه مى اندازند ، و با آن اصول و عقايد متنوع و متضاد ، عمر خود را سپرى مى نمايند ، اينان خود را از هدايت الهى محروم ساختهاند ( آيهء شماره ٦ ) توضيح اين كه كسى كه واقعا با پذيرش اسلام خود را مشمول هدايت خداوندى قرار داد ، امكان ندارد ايمان به اسلام را كه تفسير و توجيه كنندهء همه شخصيت او در « حيات معقول » است ، از دست بدهد . اگر كسى براى رفع تشنگى خود ، آب زلال و گوارائى پيدا كند ، سپس آنرا بزمين ريخته و دنبال سراب آب نما بدود ، حتما دچار اختلال در شخصيت است كه مرگ را بر زندگى ترجيح داده است . اعراض و انصراف از ايمان به كفر خود دليل روشنى است براى اثبات آنكه ايمان شخص مفروض مقرون به هدايت الهى نبوده است .
نتيجهء هفتم - هدايت خداوندى بوسيلهء قرآن راههاى صلح و صفا و خروج از ظلمات را به سوى نور ، هموار مى سازد
نتيجهء هفتم - هدايت خداوندى بوسيلهء قرآن راههاى صلح و صفا و خروج از ظلمات را به سوى نور ، هموار مى سازد ( آيهء شماره ٨ ) هيچ جاى ترديد نيست كه اگر نوع انسانى طعم آيهء تساوى يك فرد از انسان را با همهء انسانها نچشد و آنرا عملا سرمشق زندگى قرار ندهد ، نه روى صلح و صفا را خواهد ديد و نه از ظلمات حيوانى نجات پيدا خواهد كرد .
قرآن مى گويد : ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ )