ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - نتيجهء پنجم - آدمى در هر لحظه از زندگى از مرز باريك ميان رشد و سقوط عبور ميكند
شناسى و خودسازى نمى داد ، بهيچ گونه پيشرفت صحيح نائل نمى گشت . ملاحظه مى شود كه يكى از نتايج پذيرش هدايت خداوندى عبارتست از بزرگترين عامل پيروزى در زندگى كه استقامت و شكيبائى و پايدارى در گردنههاى صعب العبور ارتباط با حقايق و توجيه آنها به سود خويش و خالى نكردن سنگر در برابر مشكلات ميباشد .
نتيجهء پنجم - آدمى در هر لحظه از زندگى از مرز باريك ميان رشد و سقوط عبور ميكند :
< شعر > دانه اى در صيدگاه عشق بىرخصت مچين كز بهشت آدم بيك تقصير بيرون ميكنند قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن ظلماتست بترس از خطر گمراهى < / شعر > اين زندگيست ، حساسترين پديدهء عالم هستى است :
< شعر > من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان قال و مقال عالمى مى كشم از براى تو < / شعر > اين زندگيست ، و هرگز گمان مبريد كه لحظات پيشين زندگى مى تواند بطور جبر حتمى سرنوشت لحظات بعدى را هم تعيين كند ، زيرا - < شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بيخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرى مى نمايد در جسد < / شعر > حال كه زندگى چنين حساس است ، بيائيد در ادامهء اين زندگى قانون تأمين كنندهء آنرا پيدا كنيم و به آن عمل كنيم ، پيش از آنكه با ورشكستگى تباه كنندهء روح روياروى شويم و بگوئيم :
< شعر > افسوس كه ايام جوانى بگذشت سرمايهء عمر جاودانى بگذشت تشنه بكنار جوى چندان خفتم كز جوى من آب زندگانى بگذشت < / شعر > اين قانون تأمين كنندهء « حيات معقول » ، جز برخوردارى از هدايت الهى نمى تواند بوده باشد . اين هدايت عبارتست از اين روشنائى كه وصول به هدف « حيات معقول » فقط با درك و پذيرش ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) ( ما از