الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٢ - مقاله مصنف در تضعيف كلام شلوبين و ابن الضائع
كلمه « واحدة » صفت مؤكّده بوده و مىتوان آنرا اسقاط نمود.
سپس مصنّف مىگويد:
با توجّه بآنچه ذكر كرديم آيه شريفه مورد بحث يعنى «لوكان فيهما الخ» را بايد بر همين معنا (صفت مؤكّده) حمل كنيم در نتيجه صفت يعنى « الّا اللّه» را ميتوان ساقط نمود بدون اينكه بمعناى كلام اخلالى وارد شود چه آنكه معناى آيه چنين است:
اگر در آسمان و زمين خدايان متعددى مىبودند هر آينه ايندو فاسد مىشدند يعنى فساد آسمان و زمين مترتب است بر فرض تعدد خدايان و همين معنا مقصود و مراد مىباشد.
و امّا مثال معرفهاى كه به نكره شبيه است همچون قول ذو الرّمه:
|
اينخت فالقت بلدة فوق بلدة |
قليل بها الاصوات الّا بغامها |
يعنى: آن شتر خوابانده شد پس سينه خود را افكند بر بالاى زمينى كه در آن زمين كم بود صداهائى كه اين صفت داشتند غير صداى آن شتر بودند.
شاهد در « الاصوات » است كه معرفه شبيه به نكره بوده و « الّا بغامها» صفت آنست.
و امّا اينكه « الاصوات » معرفه شبيه به نكره است جهتش آنستكه الف و لام در ى ن براى تعريف جنس بوده و در محلّش مقرّر است كه معرّف بالف و لام جنس در معنا همچون نكره مىباشد.
و امّا مثال شبه جمع همچون قول لبيد بن ربيعه عامرى:
|
لو كان غيرى سليمى الدّهر غيّره |
وقع الحوادث الّا الصّارم الذّكر |
يعنى: اى سليمى اگر در روزگار غير از من كسيكه صفتش اين بود غيراز شمشير فولادى