الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢ - گمان ابن مالك و رد آن
معلوم.
فى: حرف جرّ، عامل، مبنى.
عيال: مجرور به « فى » ، متعلق به « ترى » .
قد: بمعناى تحقيق، غير عامل.
برمت: فعل ماضى، صيغه متكلم وحده، ثلاثى مجرد، از باب فرح، يفرح، لازم، معلوم.
بهم: جار و مجرور، متعلق به « برمت » ، ظرف لغو.
لم احص: فعل جحد، صيغه متكلم وحده، ثلاثى مجرد، متعدى، معلوم.
عدّتهم: مضاف و مضافاليه، مفعول براى « لم احص».
الّا: از ادات استثناء.
باء: حرف جرّ.
عدّاء: مجرور به « باء » ، متعلق به « لم احص»، مستثناء مفرّغ و تقدير كلام « لم احص عدتهم بشئ الّا بعدّاد» ميباشد.
كانوا: فعل ماضى، جمع، مذكر، غائب، فعل ناقص و ضمير جمع فاعل و اسمش مىباشد.
ثمانين: خبر براى « كانوا » .
او: حرف عاطف، بمعناى « بل » .
زادوا: فعل ماضى، جمع، مذكر، غائب، ثلاثى مجرّد، از باب ضرب، يضرب، متعدى، معلوم، معطوف به « كانوا » .
ثمانية: مفعول براى « زادوا » .
لولا: امتناعيه و غالبيّه.
رجاوك: مضاف و مضافاليه، مبتداء و خبرش « موجود » است كه بعد از « لولا » حذف شده و چون غالبا خبر بعد از اينكلمه حذف ميشود به « لولا » غالبيّه موسوم شده.