الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣١ - گمان ابن مالك و رد آن
« او » در آيه شريفه براى شك بوده يعنى بوسيله اينكلمه شك و ترديد به « رائى » و بيننده توجّه داده ميشود، اينمعنا را ابن جنّى ذكر كرده است.
سپس مصنّف گويد:
اين اقوال باستثناى قول باينكه « او » بمعناى « واو » است كلّا در آيه شريفه و ما امر السّاعة الّا كلمح البصر او هو اقرب ( و كار ساعت قيامت مانند چشم برهم زدن يا نزديكتر بيش نيست).
و نيز در: فهى كالحجارة او اشدّ قسوة ( پس دل ايشان همچون سنگ يا سختتر از آن مىباشد) گفته شده.
شرح
قوله: و ابو الفتح: وى عبارتست از: عثمان بن جنّى كه از علماء علم لغت و صرف بوده و از وى كتابهاى ذيل بجاى مانده است:
الخصائص، المنصف، المحتسب، شرح ديوان متنبى، سرّ صناعة الاعراب.
قوله: ابن برهان: وى عبارتست از: عبد الواحد بن على كه از علماء بغداد بوده و در فن عربيّت و ادب صاحب فضيلت بوده است.
قوله: ماذا ترى فى عيال قد برمت بهم:
تجزيه و تركيب
ماذا: در آن سه وجه جايز است:
١- آنكه « ما » را مبتداء و « اذا » را موصوله بدانيم.
٢- آنكه « ما » استفهاميه بوده همچون صورت قبل منتهى « اذا » زائده باشد.
٣- آنكه هردو با هم تركيب شده بمعناى « اى شئ» و آن مفعول باشد براى « ترى » .
ترى: فعل مضارع، مفرد، مذكر، حاضر، ثلاثى مجرد، از باب منع، يمنع، متعدّى