الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩ - اما بكسر همزه و تشديد ميم
ولى اين گفته ايشان صحيح نيست زيرا مقصود شاعر آنستكه اين بز كوهى را بطور مطلق و على كل حال به سيراب شدن توصيف نمايد در حاليكه اگر « ان » را شرطيّه بدانيم اينمعنا استفاده نميشود.
و ابو عبيده مىگويد:
« ان » در اين بيت زائده مىباشد.
سپس مصنّف مىگويد:
از نظر اكثر علماء « امّا » دوّم در مثل: جائني امّا زيد و امّا عمرو (آمد مرا يا زيد و يا عمرو) عاطفه است.
ولى يونس و فارسى و ابن كيسان پنداشتهاند كه « امّا » دوّم همچون اوّلى عاطفه نيست و ابن مالك نيز با ايشان موافقت كرده است و دليلشان آنستكه غالبا « واو » عاطفه با « امّا » دوّمى همراه و ملازم است و چون دخول دو عاطف بر سر هم جايز نيست لاجرم « امّا » را بايد غير عاطفه دانست اگر چه در موارد غير غالب « واو » عاطفه با آن مصاحب نمىباشد و از همين موارد غير غالب بشمار ميرود قول نخيب خدرى:
|
يا ليتما امّنا شالت نعامتها |
ايما الى جنّة ايما الى نار |
يعنى: آگاه باش كاش مادر ما بلند ميشد جنازه او و ميمرد يا بسوى بهشت ميرفت و يا آتش جهنم.
شاهد در « ايما » دوّمى است كه همان « امّا » بوده و بدون واو آمده است.
البته در اين بيت شاهد ديگرى بوده و آن اينستكه همزه « امّا » فتحه داده شده كما اينكه شاهد سوّمى در آن هست و آن اينكه « ميم » دوّمى به « يا » مبدّل گشته است.
ابن عصفور نقل اجماع كرده است بر اينكه « امّا » دوّمى عاطفه نبوده همچون اوّلى، وى گفته است:
علماء از اينجهت « امّا » را در باب عطف ذكر كردهاند كه با حرف عطف يعنى