الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦ - شرح وجود معناى تأكيد در«اما»
البته در اينگونه از موارد لازمست عامل محذوف را بعد از « فاء » و قبل از آنچه فاء بر آن داخل شده در تقدير گرفت نه بلافاصله بعد از « امّا » زيرا « امّا » نائب از فعل بوده گويا خودش فعل مىباشد و بديهى است كه فعل پهلوى فعل در نمىآيد.
سؤال
اينكه گفته شد فعل بر سر فعل در نمىآيد و بايد بينشان حتما فاصلهاى باشد مورد قبول نيست زيرا ما در امثله و عبارات اهل لسان بسيار ديدهايم كه فعل بر سر فعل داخل شده و هيچ فاصلهاى بينشان نمىباشد مانند: زيد كان يفعل (زيد انجام مىداد).
و چنانچه ملاحظه ميشود بين « كان » و « يفعل » فاصلهاى نبوده و در عين حال هر دو فعل ميباشند.
مطلبى كه گفته شد و بيان نموديم كه فعل بر سر فعل در نمىآيد و بين آنها بايد فاصلهاى باشد امرى است مسلّم و غير قابل اغماض و در عبارات و كلمات اهل لسان نيز چيزى بر خلاف آن ديده نشده.
و امّا مثاليكه ذكر شده بايد بگوئيم:
در « كان » ضميرى است كه به « زيد » راجعست و همين ضمير بين « كان » و « يفعل » فاصله شده اگر چه در تقدير بوده نه در لفظ.
سؤال
در ليس خلق اللّه مثله (خداوند مثل و مانند آنرا نيافريده است).
« ليس » و « خلق » هردو فعل بوده و چنانچه ملاحظه ميشود بينشان فاصلهاى نميباشد.
جواب
و امّا درباره مثال مذكور بايد بگوئيم:
در « ليس » نيز ضمير مستتر است منتهى ضمير شأن و قصّه مىباشد و بدين ترتيب