الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧ - الف و لام و اقسام آن
قوله: لمنعت من اعمال اسمى الفاعل و المفعول: مقصود اسم فاعل و اسم مفعولى است كه بمعناى حال و استقبال هستند و عمل مىكنند چه آنكه اسم فاعل و مفعول تنها در صورتى كه بمعناى حال و استقبال باشند عمل مىكنند و شرط عملشان آنستكه الف و لام تعريف بر سر آنها در نيايد و اگر محلّى به چنين الف و لامى باشد عمل نكرده و بر خصوص حال و استقبال نيز دلالت نداشته بلكه بهر سه زمان دال مىباشد.
قوله: كما منع منه التصغير و الوصف: ضمير در « منه » به اعمال راجع است و مقصود از « وصف » صفت آورددن براى اسم فاعل مىباشد.
و ربّما وصلت بظرف: يعنى بسا الف و لام موصوله صلهاش ظرف قرار مىگيرد.
قوله: من لا يزال شاكرا على المعه:
تجزيه و تركيب
من: شرطيه.
لا يزال: از افعال ناقصه، ضمير مستتر در آن اسمش بوده كه به « من » راجع است فعل شرط.
شاكرا: بصيغه اسم فاعل، خبر براى « لا يزال».
على: حرف جارّ.
ال: موصوله.
مع: ظرف، متعلق باستقر، صله براى « ال » ، مضاف.
ه: مضافاليه.
فاء: رابط جواب.
هو: ضمير متصل مرفوع، مبتداء.
حرّ: بفتح حاء و تشديد راء، صفت مشبهه، خبر براى « هو » و جمله: هو حرّ، جواب براى « من » مىباشد.
باء: حرف جارّ.