الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١ - اما بفتح همزه و تخفيف ميم
و گاهى همزه آن را قبل از قسم به « هاء » يا « عين » تبديلكرده و هركدام از ايندو را يا با ثبوت الف و يا با حذفش ضبط كرده و يا اساسا الف را حذف نموده و همزه را بدل به هاء يا عين نمىكنند و بدين ترتيب شش لغت در « اما » پيدا مىشود:
١- اما.
٢- هما.
٣- هم.
٤- عما.
٥- عم.
٦- ام.
سپس مصنّف گويد:
وقتى « انّ » بعد از اينقسم از « اما » واقع شود قاعده اينستكه بايد آنرا مكسور الهمزه خواند همانطوريكه بعد از « الا » استفتاحيه چنين مىباشد.
و امّا قسم دوّم:
در اختلاف است بعضى آنرا بمعناى « حقّا » و برخى بمعناى « احقّا » دانستهاند و عنقريب باين اختلاف اشاره خواهيم نمود.
بايد توجّه داشت كه « انّ » اگر بعد از اينقسم از « اما » واقع شود همزهاش مفتوح خوانده مىشود همانطورى كه بعد از « حقّا » چنين مىباشد و بهر صورت كلمه « اما » بمعناى دوّم از نظر ابن خروف حرف است، وى آنرا با « انّ » و در معمول آن كلامى مركّب از حرف و اسم قرار داده چنانچه فارسى نيز در « يازيد » همينطور قائل شده است يعنى گفته جمله: « يازيد » مركب است از اسم و حرف.
ولى برخى از ادباء گفتهاند:
« أما » بمعناى دوّم اسم بوده و معنايش حقّا مىباشد.
و دسته ديگر گفتهاند:
« اما » مركب از دو كلمه است: