الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦ - مسئله ادبى
و در مثال دوّم: ضرب زيد الظهر و البطن منه، مىباشد.
ابن مالك جواز اتيان الف و لام بعنوان عوض از ضمير را مقيّد بغير صله نموده يعنى گفته است الف و لام در غير مورد صله از ضمير نيابت مىكند نه در صله چه آنكه صله بايد مشتمل بر ضميرى كه رابط آن با موصول بوده باشد از اينرو حذف رابط و نيابت الف و لام از آن جايز نيست.
و زمخشرى در ذيل آيه شريفه:
و علم آدم الاسماء كلّها ( خداوند به حضرت آدم على نبيّنا و آله و عليه السلام نام تمام را تعليم فرمود) گفته است:
اصل آن: و علّم آدم السماء المسميّات بوده است.
يعنى الف و لام عوض از مضافاليه بوده و معذلك مضافاليه ضمير نيست.
و ابو شامّه در ذيل اين فردى كه سروده:
|
بدئت ببسم اللّه فى النّظم اوّلا |
تباركت رحمانا رحيما و موئلا |
يعنى: آغاز نمودم بنام خدا در اوّل شعر خود، با بركت هستى اى خداوند از حيث رحمن و رحيم و پناه بودن.
گفته است:
اصل بدئت ببسم اللّه فى نظمى بوده، پس « ياء » را حذف كرده و الف و لام را عوض آن بر سر مضاف درآوردم.
مصنّف گويد:
پس زمخشرى و ابو شامّه نيابت الف و لام از اسم ظاهر و ضمير حاضر را نيز تجويز كردهاند ولى آنچه از كلام ادباء معروف و مأنوس است اينكه براى الف و لام عوض از مضافاليه مثال به ضمير غائبى زدهاند كه مضافاليه قرار گرفته است.