الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٥ - (أي) بالفتح و السكون
و إذا وقعت بعد تقول و قبل فعل مسند للضمير حكي الضمير، نحو « تقول استكتمته الحديث أي سالته كتمانه» يقال ذلك بضم التاء، و لو جئت ب « إذا » مكان « أي » فتحت التاء فقلت « إذا سألته» لأن إذا ظرف ل « تقول » و قد نظم ذلك بعضهم فقال:
|
إذا كنيت بأي فعلا تفسّره |
فضمّ تاءك فيه ضمّ معترف |
|
|
و إن تكن بإذا يوما تفسّره |
ففتحة التّاء أمر غير مختلف |
ترجمه:
اى بفتح همزه و يكون ياء
اينكلمه بر دو قسم است:
الف: حرف براى نداء اعم از آنكه نداء بعيد بوده يا قريب و يا متوسط باشد چه آنكه در اينجهت بين ارباب ادب اختلاف بوده بعضى آنرا براى نداء قريب و گروهى براى نداء متوسط و دستهاى آنرا براى نداء بعيد دانستهاند، پس بهر صورت نداء يكى از معانى مسلّم و قطعى اينكلمه مىباشد.
شاعر يعنى عبد الرحمن بن اسود مىگويد:
|
الم تسمعي اى عبد فى رونق الضّحى |
بكاء حمامات لهنّ هدير |
يعنى: اى عبده در وقت برآمدن چاشت آيا نشنيدى ناله و گريه كبوتران ماده را كه آوازها و صداهائى داشتند.
شاهد در « اى » مىباشد كه حرف نداء است.
و در حديث آمده: اى ربّ (اى پروردگار من).
كه لفظ « اى » در اين كلام نيز حرف نداء مىباشد.
و گاهى الف آنرا ممدود مىنمايند البته بايد توجّه داشت كه « اى » با الف ممدود