الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٤ - جواب برخى از ادباء از دليل دوم
زنده بماند و چه بميرد).
و نظير اينمثال است مثال ديگر:
لآتينّك، اعطيتنى او حرّمتنى (البته البته نزد تو خواهم آمد، اعطاء بمن بكنى يا من را محروم نمائى).
در اينمثال نيز « او » بمعناى شرطيّه مىباشد.
اينمعنا را ابن شجرى ذكر نموده است.
١٢- تبعيض مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و قالوا كونوا هودا او نصارى ( گفتند يهودى بوده يا نصرانى باشيد).
شاهد در « او » است كه بمعناى تبعيض است يعنى: گفتند بعضى از شما يهودى شده و برخى ديگر نصرانى شويد.
اينمعنا را ابن شجرى از برخى از كوفيين نقل نموده است.
مصنّف گويد:
آنچه معلوم است اينكه قائل مرادش از تبعيض همان معناى تفصيل است كه سابقا نقل شد و شاهد ما بر اين گفتار آنستكه در « او » تفصيليه هركدام از ما قبل و ما بعد « او » بعض آنچه قبل از ايندو قرار گرفته و داراى معناى مجملى است مىباشند و بطور قطع مقصود وى نيست كه « او » براى افاده مجرّد معناى تبعيض مىآيد.
شرح
قوله: لاستسهلنّ الصّعب او ادرك المنى:
لام: بمعناى تأكيد، غير عامل، مبنى.
استسهلنّ: فعل مضارع، صيغه متكلم وحده، ثلاثى مزيد، باب استفعال، مؤكّد بنون تأكيد ثقيله، متعدى، معلوم، ضمير فاعلى در آن مستتر است باستتار وجوبى.
الصّعب: اسم، مفرد، معرف بالفعل و لام، مفعول براى « استسهلنّ » .
او: حرف عاطف بمعناى « الى » .