الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩ - جواب برخى از ادباء از دليل دوم
مبهم و غير معيّن.
٢- آنكه مراد بيان اين نكته باشد كه ايندسته از زنان خصوص نصف المهر را مستحق هستند.
در صورت اوّل چون خصوص ايشان صريحا باينحكم اختصاص داده شدهاند و از ممسوسات نامى برده نشده البته مىتوان استفاده كرد كه ايندو دسته از زنان با هم مساوى نبوده لاجرم بهمان بيانى كه ايراد شد كشف مىكنيم « او » بمعناى « الّا » است و « تفرضوا » معطوف به « تمسوهن » نبوده تا مجزوم باشد بلكه بواسطه « ان » مقدّره منصوب است و بعبارت ديگر:
در اينفرض استدلال دوّم صحيح مىباشد و آيه شاهد است بر اينكه « او » بمعناى « الّا » مىباشد.
امّا در صورت دوّم اگر چه زنان مفروضات المهر با ممسوسات از اين نظر با هم فرق دارند كه مفروضات مستحق نصف المهر بوده ولى ممسوسات در صورت عدم فرض مهر، مهر المثل را استحقاق دارند ولى در عين حال ميتوان گفت كه هردو در اينجهت كه مستحق شيئى هستند با هم متساوى هستند و وقتى باين اعتبار هردو را متساوى فرض كرديم ديگر اشكالى ندارد كه « او » را عاطفه و « تفرضوا » را معطوف به « تمسوهنّ » بدانيم و بدين ترتيب استدلال دوّم تضعيف مىشود.
سپس مصنّف مىگويد:
برخى از ادباء گفتهاند « او » در آيه شريفه بمعناى « واو » مىباشد.
مؤيّد اين گفتار كلام مفسّرين است چه آنكه ايشان گفتهاند:
آيه مذكور در شأن مرد انصارى نازل شده كه همسرش را پيش از مباشرت و قبل از تعيين مهر طلاق داده بود پس هردو امر اجتماعا منتفى بوده لاجرم « او » را بايد بمعناى « واو » كه براى مطلق جمع است تقدير كنيم.
البته در آن قول ديگرى نيز بوده كه عنقريب بيان خواهد شد.