جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
که هر موتوری نسبت به موتور دیگر استقلال دارد ، و در حقیقت تاریخ را چند طبیعتی میدانند نه تک طبیعتی . ولی اگر تاریخ را چند موتوره و چند طبیعتی بدانیم تکلیف تکامل و سیر تکاملی تاریخ چه میشود ؟ امکان ندارد چند موتور اصلی - که هر کدام نوعی حرکت ایجاد میکند و تاریخ را در جهتی میخواهد براند - بر تاریخ حاکم باشد و تاریخ بتواند یک خط سیر تکاملی مشخصی را طی کند مگر آنکه عوامل نامبرده را به منزله غرایز تاریخ به شمار آوریم و فوق همه این غرایز برای تاریخ روحی قائل شویم که آن روح با استفاده از غرایز گوناگون تاریخ ، آن را در جهت تکاملی معین میراند و آن روح است که هویت واقعی تاریخ را تشکیل میدهد . ولی این تعبیر ، بیان دیگری است از تک طبیعتی تاریخ . طبیعت تاریخ همان است که از آن به روح تاریخ تعبیر شد نه آن چیزها که از آن به عنوان " غرایز تاریخ " یاد گردید . در عصر ما نظریهای پدید آمده که طرفداران بسیاری برای خود به دست آورده و به " ماتریالیسم تاریخی " و یا ماتریالیسم دیالکتیک تاریخی معروف است . ماتریالیسم تاریخی یعنی برداشتی اقتصادی از تاریخ و برداشتی اقتصادی و تاریخی از انسان بدون برداشتی انسانی از اقتصاد و یا از تاریخ . به عبارت دیگر ، ماتریالیسم تاریخی یعنی اینکه تاریخ ماهیتی مادی دارد و وجودی دیالکتیکی . ماهیت مادی دارد یعنی اساس همه حرکات و جنبشها و نمودها و تجلیات تاریخی هر جامعه سازمان اقتصادی آن جامعه است ، یعنی نیروهای تولید مادی آن جامعه و روابط تولیدی آن جامعه و مجموعا وضع تولید و روابط تولیدی است که به همه نمودهای معنوی