جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١
اجتماعی ، اخلاقی ، هنری و فنی ظهور نکرده بودند بشریت به همان حال باقی میماند که روز اول بود ، یک قدم به جلو نمیآمد . از نظر ما هر دو فرض مخدوش است . اما فرض اول از آن جهت که قبلا در بحث [ ( جامعه " ثابت کردیم که جامعه از خود شخصیت و طبیعت و قانون و سنت دارد و بر طبق آن سنن کلی جریان مییابد و آن سنتها در ذات خود پیشرونده و تکاملی میباشند . پس این فرض را باید به کناری نهیم و آنگاه ببینیم با وجود اینکه جامعه دارای شخصیت و طبیعت و سنت است و بر وفق همان سنن جریان مییابد ، شخصیت فرد میتواند نقش داشته باشد یا نه ؟ درباره این مطلب بعدا سخن خواهیم راند . و اما فرض دوم از آن جهت که هر چند این مطلب جای انکار نیست که افراد بشر ، مختلف آفریده شدهاند ولی این نظر هم صحیح نیست که تنها قهرمانان و نوابغ ، قدرت خلاقه دارند و اکثریت قریب به اتفاق مردم فقط مصرف کننده فرهنگ و تمدناند . در تمام افراد بشر بیش و کم استعداد خلاقیت و ابتکار هست و بنابراین همه افراد و لااقل اکثریت افراد میتوانند در خلق و تولید و ابتکار سهیم باشند گواینکه سهمشان نسبت به سهم نابغه ناچیز است . نقطه مقابل این نظریه که مدعی است " تاریخ را شخصیتها به وجود میآورند " نظریه دیگری است که درست عکس آن را میگوید ، مدعی است تاریخ شخصیتها را به وجود میآورد نه شخصیتها تاریخ را ، یعنی نیازهای عینی اجتماعی است که شخصیت خلق میکند . از زبان منتسکیو گفته شده است : " اشخاص بزرگ و