جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨
سود مستضعفین است ، خالی از نوعی مجاز و مسامحه نیست . اسلام جهتگیریاش به سوی عدالت و مساوات و برابری است . بدیهی است کسانی که از این جهتگیری سود میبرند و منتفع میگردند محرومان و مستضعفاناند و کسانی که از این جهتگیری زیان میبینند ، غارتگران و استیثارگران و استثمارگراناند . یعنی اسلام آنجا هم که منافع و حقوق طبقهای را میخواهد تامین نماید ، هدف اصلیاش تحقق یک ارزش و پایهگذاری یک اصل انسانی است . اینجاست که بار دیگر به ارزش فوقالعاده [ ( اصل فطرت " که در قرآن صریحا مطرح است و در فرهنگ و معارف اسلامی " امالمعارف " باید شناخته شود روشن میگردد . درباره فطرت زیاد سخن گفته میشود ، اما کمتر به عمق و ژرفای آن و ابعاد وسیعی که دربرمیگیرد توجه میشود . غالبا میبینیم که افرادی دم از فطرت میزنند ، ولی چون درست به ابعاد گسترده آن توجه ندارند نظریاتی که در نهایت امر انتخاب میکنند بر ضد این اصل است . نظیر این اشتباه ، و وحشتناکتر از آن ، درباره خاستگاه خود مذاهب پدید آمده است . آنچه تاکنون بحث کردیم درباره هویت و خاستگاه پدیدههای تاریخی از نظر مذهب ( البته مذهب اسلام ) بود . اکنون بحث درباره خود مذهب به عنوان یک پدیده اجتماعی تاریخی است که به هر حال از فجر تاریخ تاکنون وجود داشته و دارد . خاستگاه و جهتگیری این پدیده اجتماعی باید روشن شود . مکرر گفتهایم که ماتریالیسم تاریخی مارکسیستی ، اصلی را طرح میکند که طبق آن اصل میان خاستگاه هر واقعیت فرهنگی و