جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
است و اختلاف شرایع را از نوع اختلافات فرعی میداند نه اختلافات ماهوی ،
و از طرف دیگر میدانیم که دین جز برنامه تکاملی فردی و اجتماعی نیست ،
میرساند که اساس این تعلیمات بر وحدت نوعی جامعههاست و اگر جامعهها
انواع متعدد بودند ، مقصد کمالی و راه وصول به آن مقصد ، متعدد و متکثر
بود و قهرا ماهیت ادیان ، مختلف و متعدد بود . قرآن کریم با اصرار و
ابرام این مطلب را تأکید میکند که دین در همه منطقهها و جامعهها و در
همه دورهها و زمانها یکی بیش نیست . از نظر قرآن ، ادیان ( به صورت
جمع ) وجود نداشته ، دین ( به صورت مفرد ) وجود داشته است . همه
پیامبران به یک دین و یک راه و یک مقصد اصلی دعوت میکردهاند :
« شرع لکم من الذین ما وصی به نوحا و الذی أوحینا الیک و ما وصینا به
ابراهیم و موسی و عیسی أن أقیموا الذین و لا تتفرقوا فیه ». . [١] . .
برای شما از دین همان را تشریع کرد که قبلا به نوح توصیه شده بود بعلاوه
قسمتی که به تو - ای پیغمبر ! - وحی کردیم و آنچه به ابراهیم و موسی و
عیسی توصیه شد که دین را بپا دارید و در آن پراکنده نشوید .
آیاتی از قرآن که دلالت میکند دین در همه زمانها و در همه منطقهها و در
زبان همه پیامبران راستین الهی یک چیز است و اختلاف شرایع از نوع
تفاوت نقص و کمال است ، فراوان است . این منطق که دین ماهیتا یکی
بیش نیست ، براساس این جهانبینی از انسان و جامعه انسان است که انسان
نوع واحد است نه انواع ،
[١] شوری / . ١٣