جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
. ٦ از همه روشنتر جهتگیری قرآن در مبارزه میان مستضعفان و مستکبران
است که پیروزی نهایی را در نبرد این دو گروه - همان طور که ماتریالیسم
تاریخی براساس منطق دیالکتیک نوید میدهد - از آن مستضعفان میداند .
قرآن در این جهتگیری ، در حقیقت ، جهت سیر ضروری و جبری تاریخ را
ارائه میدهد که طبقهای که بالذات خصلت انقلابی دارد ، در مبارزه پیگیر
خود با طبقهای که با لذات و به حکم موضع طبقاتی خود خصلتارتجاعی و کهنه
گرایی دارد پیروز میشود و وارث زمین میگردد :
« و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمة و نجعلهم
الوارثین »[١] .
اراده ما بر این است که بر مستضعفان تاریخ منت نهیم و آنان را پیشوا
و وارثان زمین قرار دهیم .
همچنین است آیه ١٣٧ از سوره اعراف :
« و أورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها التی
بارکنا فیها و تمت کلمة ربک الحسنی علی بنیاسرائیل بما صبروا و دمرنا
ما کان یصنع فرعون و قومه و ماکانوا یعرشون ».
کران تا کران سرزمین پربرکت موعود را به وراثت به مردمی که استضعاف
میشدند دادیم . وعده خدا درباره بنیاسرائیل به موجب اینکه شکیبایی نشان
دادند تمام و کمال تحقق یافت و آنچه را فرعون و مردمش کرده بودند و
آنچه را ساخته و پرداخته بودند نیست و نابود کردیم .
این برداشت قرآنی - که تاریخ در جهت پیروزی محرومان
[١] قصص / [٥]