جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦
سجده بردهاند ، او را از کنگره عرش صفیر میزنند ، در پیکر این موجود ،
علی رغم تمایلات حیوانی به شهوت و شر و فساد ، جوهر پاکی است که با
لذات با بدی ، خونریزی ، دروغ ، فساد ، زبونی ، پستی ، حقارت و تحمل
زور و ظلم ناسازگار است ، مظهر عزت کبریائی است : " « و لله العزه و
لرسوله و للمومنین »" [١] .
آنجا که پیغمبر اکرم میفرماید : " « شرف المرء قیامه باللیل ، و عزه
استغناؤه عن الناس » " [٢] . یا علی ( ع ) به یارانش در صفین
میفرماید : " « الحیوه فی موتکم قاهرین و الموت فی حیوتکم مقهورین » "
[٣] . یا حسین بن علی ( ع ) میفرماید : " « لا أری الموت الا سعاده ، و
الحیوه مع الظالمین الا برما » " [٤] . یا میفرماید : " « هیهات منا
الذلة » " [٥] . تکیه بر اهرم حس کرامت و شرافت ذاتی انسان است که
در هر انسانی بالفطره وجود دارد .
در درجه سوم ، آگاهی به حقوق و مسؤولیتهای اجتماعی است . در قرآن به
مواردی برمیخوریم که با تکیه بر حقوق از دست رفته دیگران و یا حقوق از
دست رفته خود ، میخواهد حرکت بیافریند :
« و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و
الولدان الذین یقولون ربنا أخرجنا من هذه القریة الظالم أهلها و اجعل لنا
من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا »[٦] .
[١] عزت خاص خدا و پیامبرش و مؤمنان است ( منافقون / ٨ ) . [٢] شرافت مرد ، شب زندهداری او و عزتش بینیازی از مردم است . [٣] زندگی در این است که بمیرید اما پیروز ، مرگ در این است که بمانید و زیردست . [٤] من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز رنج نمیبینم . [٥] ذلت از ساحت ما به دور است . [٦] نساء / . ٧٥