جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
این آگاهی ریشهدار که پنجه در اعماق فطرت انسانها میاندازد ، در آنها نوعی غیرت و تعصب دفاع از عقیده و نشاط کوشش در بسط و گسترش آن به وجود آورد که در راه آن از بذل جان و مال و مقام و فرزند کوتاهی نمیکردند . پیامبران از آنچه که در عصر ما روبنا مینامند آغاز میکردند و به زیربنا میرسیدند . در مکتب پیامبران ، انسان بیش از آنکه وابسته به منافع باشد وابسته به عقیده و مسلک و ایمان است . در حقیقت ، در این مکتب فکر و عقیده زیربناست و کار یعنی رابطه با طبیعت و مواهب طبیعت و یا جامعه روبناست . هر دعوت دینی و مذهبی باید پیامبرانه باشد ، یعنی باید با تذکر دائم به مبدأ و معاد توأم باشد . پیامبران با بیدار کردن این احساس و شکوفانیدن این شعور و پس زدن غبارها از روی این وجدان و دادن این آگاهی ، با تکیه به " رضای حق " ، فرمان حق ، پاداش و کیفر حق ، جامعه را به حرکت میآورند . در قرآن در سیزده مورد از " رضوان " خدا نام برده شده است ، یعنی با دست گذاشتن روی این اهرم معنوی جامعه اهل ایمان را به حرکت آورده است . نام این آگاهی را میتوان آگاهی خدایی یا آگاهی جهانی نهاد . در درجه دوم ، در تعلیمات اسلامی آگاهیهای انسانی دیده میشود ، یعنی توجه دادن انسان به کرامت ذات و شرافت ذات خودش ، توجه دادن به عزت و بزرگواری ذاتی خودش . انسان در این مکتب نه آن حیوانی است که دلیل وجودش این است که در طول صدها میلیون سال که در آغاز همدوش و همپایه سایر جانوران بوده ، در صحنه تنازع بقا آنقدر خیانت کرده تا امروز به این پایه رسیده ، بلکه موجودی است که در آن پرتوی از روح الهی است ، فرشتگان به او