جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣
و مارکس میگذارد ، میگوید :
" مارکس و خود من ( باید ) قسمتی از مسؤولیت این امر را که گاهی
جوانان بیش از آنچه باید ، به عامل اقتصادی اهمیت میدهند ، به عهده
بگیریم . ما ناچار بودیم در مقابل حریفان خود بر این اصل اساسی مورد
انکار آنان تأکید ورزیم ، و لذا نه وقت نه موقعیت و نه فرصت آن را
داشتیم که حق سایر عواملی را که در عمل متقابلا سهیم بودند به جای آوریم
" [١] .
ولی بعضی دیگر این تأکید افراطی مارکس و انگلس را بر روی عوامل
اقتصادی به گونهای دیگر در جهت عکس آنچه انگلس اظهار داشته است توضیح
میدهند . آنها میگو یند این تأکید مفرط نه در مقابل حریفان منکر بوده
بلکه در مقابل رقیبان طرفدار این نظریه و به خاطر درآوردن سلاح از چنگ آن
رقیبان بوده است .
در کتاب تجدیدنظر طلبی از مارکس تا مائو در بیان علت نگارش کتاب
انتقاد بر علم اقتصاد که در این کتاب بیش از هر نوشته دیگر تکیه یکطرفه
بر روی عوامل اقتصادی شده است - و ما عبارت معروف مقدمه این کتاب را
قبلا نقل کردیم - چنین میگوید :
" علت دیگر نگارش انتقاد بر علم اقتصاد ، انتشار کتابی از پرودون به
عنوان راهنمای سفته باز در بورس و کتاب دیگری از داریمون پیر و پرودون
بود . . . مارکس هنگامی که میبیند رقیبان او ، یعنی هواداران پرودون از
یک سو و طرفداران لاسال از سوی دیگر ، بر روی عوامل اقتصادی اما به
شیوهای اصلاح طلبانه ( نه
[١] مارکس و مارکسیسم ، ص . ٢٤٥ عذر بدتر از گناه ، در حقیقت نوعی لجبازی و حداقل حقیقت را فدای مصلحت کردن .