جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩
به عنوان یک سلسله " ارزشها " مطرح است که جنبه انسانی این مسائل است . قرآن هرگز بر عقدههای روانی و بر تحریک حسادتها و یا تحریک شهوتها و اشتهاها تکیه نمیکند ، هرگز مثلا نمیگوید : فلان گروه چنین خوردند و بردند و کیف کردند ، چرا تو به جای آنها نباشی ؟ اگر مال کسی را به زور بخواهند از او بگیرند ، اسلام اجازه نمیدهد که به بهانه اینکه مادیات ارزشی ندارد صاحب مال سکوت کند ، همچنانکه اجازه نمیدهد . اگر کسی ناموسش مورد تجاوز قرار گیرد به عذر اینکه اینها از مقوله شهوت است سکوت نماید ، بلکه دفاع را وظیفه میداند و " « المقتول دون أهله و ماله » " را که در مقام دفاع از ناموس یا مال خود کشته میشود شهید میشمارد . اما منطق اسلام آنجا که تشویق میکند از مال خود دفاع کن ، به صورت تحریک حرص و آز نیست ، بلکه به صورت دفاع از " حق " است که یک ارزش است . همچنین آنجا که دفاع از ناموس را واجب میشمارد ، نه به حساب بزرگ شمردن شهوت است ، بلکه به حساب دفاع از یکی از بزرگترین نوامیس اجتماع یعنی عفاف است که مرد ، پاسدار آن قرار داده شده است .
٢ عنوان مکتب
هر مکتب پیروان خود را با یک عنوان خاص مشخص میکند . آن تئوری که فیالمثل تئوری نژادی است عنوانی که پیروان