جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
مختلف انجام گرفته است ، و در ایران تا آنجا که من اطلاع دارم ، کتاب
تجدید نظر طلبی از مارکس تا مائو که ما فراوان از آن در این فصل استفاده
و نقل کردهایم ، بهترین اثر در این موضوع است [١] .
و اما نقد مارکسیسم یا نقد یک اصل از اصول مارکسیسم ، یعنی نقد یک یا
چند اصل که پایه مکتب مارکسیسم شمرده میشود و از نظر شخص مارکس نیز
غیرقابل خدشه است و یا نقد یک یا چند اصل که هر چند از نظر خود او
چندان قطعی تلقی نشده و احیانا خود او در برخی آثار خلاف آن را نیز گفته
است ولی لازمه قطعی اصول مارکسیسم است ، و خلافگویی مارکس نوعی جدایی
مارکس از مارکسیسم است ، کاری است که ما در این کتاب درباره مادیت
تاریخی مارکس پیش گرفتهایم .
ما در اینجا با توجه به اصول قطعی و مسلمی که مارکس دارد و یا نتایج
قطعی که از آن اصول مسلم باید گرفته شود ، به نقد و بررسی پرداختهایم و
در پی آن نیستیم که ببینیم حتما مارکس در آثار و نوشتههای پرتناقض خود
خلاف آن را گفته یا نگفته است ، زیرا هدف اصلی ما نقد مادیت تاریخی
است نه نقد نظریات مارکس .
از شگفتیهای تاریخ این است که مارکس که در کتب فلسفی و اجتماعی و
اقتصادی خود کم و بیش دم از ماتریالیسم تاریخی زده است ، آنجا که برخی
حوادث عینی تاریخی زمان خود
[١] مؤلف کتاب به زبان فرانسه و هم مترجم آن به زبان فارسی آقای دکتر انور خامهای است . مشارالیه علاوه بر آنکه تتبع قابل تحسینی به عمل آورده و در تجزیه و تحلیل مسائل از خود شایستگی نشان داده است ، خود سالها معتقد به این مکتب و مبلغ آن بوده است .