جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
جنسیت ( ذکوریت و انوثیت ) که یک تقسیمبندی طبیعی است ، طرح میکند و سپس بیدرنگ گروهبندی بشری را از نظر شعوب و قبایل طرح میکند و این میرساند که گروه بندی مردم به شعوب و قبایل امری طبیعی و الهی است مانند تقسیم شدن آنها به مرد و زن . این جهت میرساند که اسلام همچنانکه طرفدار رابطهای ویژه میان زن و مرد است نه محو جنسیت و آثار آن ، طرفدار رابطه میان ملتها براساس تساوی آنهاست نه طرفدار محو ملیتها . اینکه قرآن وضع ملیتها را همچون خلق جنسیتها به خدا نسبت می دهد . یعنی که وجود ملیتهای مشخص یک واقعیت طبیعی در خلقت است . اینکه قرآن غایت و فلسفه وجودی اختلاف ملیتها را " تعارف " ( بازشناسی ملتها یکدیگر را ) ذکر کرده است ، اشاره به این است که یک ملت تنها در برابر ملت دیگر به شناخت خود نائل میگردد و خود را کشف مینماید ، ملیت در برابر ملیتهای دیگر شخصیت خود را متبلور میسازد و جان میگیرد . علیهذا برخلاف آنچه مشهور است ، اسلام طرفدار ناسیونالیسم به مفهوم فرهنگی آن است نه مخالف آن . آنچه اسلام با آن مخالف است ناسیونالیسم به مفهوم نژادی یعنی راسیسم و نژادپرستی است . این نظریه از چند جهت مخدوش است : اولا ، مبتنی است بر نوعی نظریه درباره انسان و نوعی نظریه درباره مواد و اصول فرهنگ انسان یعنی فلسفه ، علم ، هنر ، اخلاق و غیره که هر دو مخدوش است . درباره انسان اینچنین فرض شده که در ذات خود از نظر