جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
مادی جامعه بر سایر بنیادها که قبلا توضیح دادیم . لازمه این دو نظریه ، جبر مادی تاریخ است ، یعنی تبعیت روبنا از زیربنا حتمی و اجتناب ناپذیر است ، با تغییر و دگرگونی زیربنا تغییر و دگرگونی روبنا قطعی ولایتخلف است و بدون تغییر زیربنا تغییر روبنا ناممکن است . آنچه که به ادعای مارکسیسم ، سوسیالیزم مارکسیستی را " علمی " میکند و به صورت یک قانون طبیعی درمیآورد ، مانند سایر قوانین طبیعی جهان ، همین اصل است ، زیرا طبق این اصل ، ابزار تولید که اساسیترین قسمت ساخت اقتصادی جامعه است طبق یک سلسله قوانین طبیعی به رشد خود ادامه میدهد . همچنانکه انواع گیاهان و حیوانات در طول تاریخ چند صدمیلیون سالی خود به رشد تدریجی خود ادامه داده و در مراحل خاصی وارد نوعیت جدیدی شدهاند و همچنانکه رشد و تکامل و تبدل نوعی گیاهان و جانوران خارج از اراده و هوس و آرزوی کسی بوده است ، رشد و تکامل ابزار تولید نیز چنین است . ابزار تولید در جریان رشد تدریجی خود مراحلی را طی میکند . به هر مرحله که رسید جبرا به دنبال خود سایر شؤون جامعه را دگرگون میسازد و قابل جلوگیری نیست و پیشاز آنکه به مرحله خاص رشد خود برسد ، امکان پیش افتادن تحولات روبنایی اجتماعی وجود ندارد . سوسیالیستها و به طور کلی عدالتخواهانی که بدون توجه به امکاناتی که از ناحیه رشد ابزار تولید باید به دست آید صرفا به حکم عاطفه و آرزوی عدالتخواهی و سوسیالیسم و اجتماعی شدن جامعه در تلاش هستند ، جز بیهوده کاری ، چیزی انجام