جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
آن مکتب را مشخص میکند و به اعتبار آن عنوان آنها " ما " ی خاص میگردند فیالمثل " سفید پوستی " است ، هنگامی که پیروان آن مکتب میگویند " ما " یعنی گروه سفید پوستان . یا تئوری مارکسیستی که تئوری کارگری است پیروان خویش را با عنوان " کارگری " مشخص میکند و هویت آنها و مشخص آنها " کارگری " است ، " ما " ی آنها " ما " ی " کارگری " است : ما کارگران و زحمتکشان . مذهب مسیح هویت پیروان خود را در پیروی از یک فرد مشخص میکند ، گویی پیروان کاری به راه و یا به مقصد ندارند ، تمام هویت جمعی آنها این است که مسیح کجاست که آنجا باشند . از جمله خصوصیات اسلام این است که هیچ عنوانی از قبیل عناوین نژادی ، طبقاتی ، شغلی ، محلی ، منطقهای و فردی برای معرفی مکتب خود و پیروان این مکتب نپذیرفته است . پیروان این مکتب با عناوین اعراب ، سامیها ، فقرا ، اغنیا ، مستضعفان ، سفید پوستان ، سیاه پوستان ، آسیاییها ، شرقیها ، غربیها ، محمدیها ، قرآنیها ، اهل قبله و غیره مشخص نمیشوند . هیچ کدام از عناوین مزبور ملاک " ما " وملاک وحدت و هویت واقعی پیروان این مکتب به شمار نمیرود . آنجا که پای هویت مکتب و هویت پیروان او به میان میآید همه آن عناوین محو و نابود میشود فقط یک چیز باقی میماند . چه چیزی ؟ یک " رابطه " ، رابطه میان انسان و خدا ، یعنی اسلام ، تسلیم خدا بودن . امت مسلمان چه امتی است ؟ امتی است که تسلیم خداست ، تسلیم حقیقت است ، تسلیم وحی و الهامی است که از افق حقیقت برای راهنمایی بشر در قلب شایستهترین افراد طلوع کرده است . پس " ما " ی مسلمانان و هویت واقعی آنها