جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١
که علت در مرحله واقعیت و ثبوت ، بر معلول تقدم و اولویت دارد ، در
مرحله شناخت و اثبات نیز تقدم و اولویت دارد . پس اولویت بنیاد
اقتصادی تنها اولویت عینی و وجودی نیست ، ذهنی و شناختی و اثباتی نیز
هست .
کتاب تجدید نظر طلبی از مارکس تا مائو در توضیح این مطلب میگوید :
" در تحلیل انقلابهای اجتماعی نباید درباره کشمکشهای اجتماعی از روی
شکل سیاسی ، حقوقی و ایدئولوژیکی آنها داوری کرد ، بلکه برعکس ، باید
آنها را به وسیله تناقض میان نیروهای مولد و روابط تولیدی توضیح داد .
مارکس جدا ما را از چنین داوریهایی برحذر میدارد ، زیرا اولا واقع بینانه
نیست ، و معلول یعنی شکلهای سیاسی ، حقوقی و ایدئولوژیکی را به جای علت
که تناقضها و دگرگونیهای اقتصادی است میگذارد ، ثانیا سطحی است ، چون
به جای نفوذ در اعماق جامعه و جستجوی علل حقیقی ، در سطح آن میماند و به
آنچه بلافاصله عرضه میگردد اکتفا میکند ، ثالثا وهمی است ، چون روبناها
که بطور کلی ایدئولوژیکیاند جز توهم یعنی تصویر نادرست واقعیت نیستند ،
لکن به جای موضوع واقعی تحلیلی ، تصویر نادرست آن را گرفتن مسلما ما را
به اشتباه میکشاند " [١] .
آنگاه از کتاب آثار برگزیده مارکس و انگلس چنین نقل میکند :
" همانگونه که درباره یک فرد از روی اندیشهای که نسبت به
[١] تجدید نظر طلبی از مارکس تا مائو ، ص . ١٥٥