جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
عدالت باشد ؟ ! تازه این فرض که طبقه استثمارگر در دوره سرمایهداری به چنین حالتی میرسد ، بر ضد مفهوم ماتریالیسم تاریخی است و نوعی به اصطلاح بینش ایدهآلیستی میباشد . اصل " تطابق میان پایگاه ایدئولوژیکی و پایگاه طبقاتی " همچنانکه ایجاب میکند که میان خاستگاه یک فکر و جهتگیری آن تطابق باشد ، ایجاب میکند میان گرایشهای یک فرد به یک مکتب با خاستگاه طبقاتی خود آن فرد تطابق وجود داشته باشد ، یعنی گرایش طبیعی هر فرد به همان اندیشه مکتبی است که از طبقه خودش برخاسته و جهت گیری آن مکتب به سود طبقه خودش است . از نظر منطق مارکسیستی این اصل در شناخت اجتماعی ، یعنی در شناخت ماهیت ایدئولوژیها و در شناخت طبقات اجتماعی از نظر گرایشها ، فوقالعاده ثمربخش و راهنماست . . ٥ پنجمین نتیجه نقش محدود ایدئولوژی ، راهنمایی ، دعوت ، تبلیغ ، اندرز و امثال اینها از امور روبنایی در جهت دادن به جامعه یا طبقات اجتماعی است . معمولا چنین تصور میشود که مکتب ، دعوت ، استدلال ، برهان ، آموزش و پرورش ، تبلیغ ، موعظه و اندرز قادر است وجدان بشر را به طور دلخواه بسازد و دگرگون نماید . با توجه به اینکه وجدان هر فرد و هر گروه و هر طبقه ساخته موضع اجتماعی و طبقاتی است و در حقیقت انعکاس قهری موضع طبقاتی اوست و نمیتواند بر آن پیشی گیرد و یا پس بیفتد ، تصور اینکه مسائل روبنایی از قبیل امور نامبرده بتواند مبدأ تحول اجتماعی بشود ، یک تصور ایدهآلیستی از جامعه و تاریخ است و به این معنی است که