جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦
که یک واقعیت عینی تغییر مرحله نمیدهد ، بلکه آن واقعیت معدوم یا منسوخ و واقعیتی دیگر مغایر با آن جانشین آن میشود . مثلا کودک که بزرگ میشود واقعا یک رشد و تکامل حقیقی صورت گرفته است ، اما اگر معلمی در کلاسی تدریس کند و بعد به جای او معلمی دیگر از او باسوادتر و کارآراتر بیاید تدریس کند ، در اینجا وضع معلمی کلاس تکامل پیدا کرده اما این تکامل ، تکامل مجازی است . تکامل انسان در جریان ابزارسازی تکامل حقیقی است ، واقعا انسان از نظر روحی رشد و نمو میکند و تکامل مییابد ، اما تکامل صنعت - از قبیل تکامل اتومبیل که هر سال مدل جدیدتر و کاملتر و مجهزتر به بازار میآید - تکامل مجازی است ، یعنی واقعا یک واقعیت عینی از مرحله دانی به مرحله عالی پا نگذاشته است ، اتومبیل سال گذشته امسال مجهزتر نشده است ، بلکه معدوم و منسوخ و از صحنه خارج شده و جای آن اتومبیلهای دیگری آمده است . به عبارت دیگر ، فرد " ناقص " از بین رفته و فردی دیگر " کامل " به جای آن نشسته ، نه اینکه یک فرد در دو زمان از مرحله نقص به مرحله کمال انتقال یافته است . آنجا که یک تکامل حقیقی و یک تکامل مجازی دوش به دوش یکدیگر قرار دارند ، بدیهی است که تکامل حقیقی اصل است و تکامل مجازی فرع . تازه این در مورد علوم فنی است . در علوم دیگر از قبیل پزشکی ، روانشناسی ، جامعهشناسی ، منطق ، فلسفه ، ریاضیات ، به هیچوجه نمیتوان این نوع وابستگی یعنی وابستگی یکطرفه را تأیید کرد . رشد علوم به همان اندازه و یا کمتر به وضع مادی و اقتصادی وابسته است که وضع مادی و اقتصادی به رشد علوم . همانطور که