جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
امکان اینکه ایدئولوژی واحد داشته باشند هست و اختلافاتشان در حدود اختلافات فردی یک نوع است ، و هر ایدئولوژی زنده میتواند در حدود اختلافات فردی انعطاف و قابلیت انطباق داشته باشد ، اما اگر جامعهها دارای طبیعتها و ماهیتها و ذاتهای مختلفی باشند ، طبعا طرحها و برنامهها و ایدهها و کمالها و سعادتهای متنوعی خواهند داشت و یک ایدئولوژی نمیتواند همه را دربر گیرد . شبیه این مسأله عینا در مورد تحولات و تطورات جامعهها در توالی زمانی وجود دارد . آیا جامعهها در مسیر تحولات و تطورات خود ، نوعیت و ماهیت خود را تغییر میدهند و اصل تبدل انواع - اما در سطح جامعهها - صورت میگیرد ، یا تحولات و تطورات اجتماعی از قبیل تحولات و تطورات یک فرد از یک نوع است که نوعیتش و ماهیتش در خلال همه تحولات و تطورات همچنان محفوظ است ؟ مسأله اول به جامعه مربوط است و مسأله دوم به تاریخ . ما فعلا مسأله اول را طرح میکنیم و طرح مسأله دوم را به بحث تاریخ موکول مینماییم . مطالعات جامعهشناسی میتواند درباره این مسأله نظر بدهد که آیا میان جامعهها یک سلسله خواص مشترک ذاتی وجود دارد یا ندارد ؟ آیا اختلافات جامعهها با یکدیگر در اموری است که سطحی تلقی میشود و معلول بیرون از ذات و طبیعت جامعه است و آنچه به ذات و طبیعت جامعه مربوط میشود همه یکسان است ، یا اساسا جامعهها در ذات و طبیعت خود مختلفاند ، فرضا از نظر شرایط خارجی هم یکسان باشند دوگونه عمل میکنند ؟ این راه خود یک راهی است که فلسفه برای تشخیص وحدت و کثرت نوعی اشیاء که