جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢
ای اهل ایمان ! خود را باشید ، خود را نگه دارید ، هرگز گمراهی دیگران ( بالاجبار ) سبب گمراهی شما نمیشود . در آیه معروف " ذر " که اشاره به فطرت انسانی است ، پس از آنکه میفرماید خداوند پیمان توحید را در نهاد مردم قرار داده است میگوید : برای اینکه بعدها نگویید همانا پدران ما مشرک بودهاند و ما چارهای نداشتیم و مجبور بودیم که بر سنت پدران خود باقی باشیم . با چنین فطرت خدادادی هیچ گونه اجباری در کار نیست . تعلیمات قرآن یکسره براساس مسؤولیت است ، مسؤولیت خود و مسؤولیت جامعه . امر به معروف و نهی از منکر دستور طغیان فرد است علیه فساد و تبهکاری جامعه . قصص و حکایات قرآن غالبا متضمن عنصر طغیان و عصیان فرد در برابر محیط ها و جوهای فساد اجتماعی است . داستان نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی ، رسول اکرم ، اصحاب کهف ، مؤمن آل فرعون و غیره همه متضمن این عنصر است . ریشه توهم جبر افراد در برابر جامعه و محیط اجتماعی این است که تصور شده لازمه ترکیب حقیقی ، ادغام اجزاء در یکدیگر و حل شدن کثرت آنها در وحدت " کل " و به وجود آمدن حقیقتی تازه است : یا باید شخصیت و آزادی و استقلال افراد را پذیرفت و حقیقی بودن ترکیب و عینی بودن جامعه را نفی کرد آنچنانکه در نظریه اول و دوم درباره اصالت جامعه و یا فرد آمده است ، و یا باید حقیقی بودن ترکیب و عینی بودن جامعه را پذیرفت و شخصیت و استقلال و آزادی فرد را نفی کرد آنچنانکه نظریه دورکهایمی ایجاب میکند . جمع میان ایندو ناممکن است ، و چون همه قرائن و دلایل جامعهشناسی عینیت جامعه را تأیید میکند ، پس نقطه مقابل را باید منتفی شده