جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
جهتگیری اجتماعیاش باید جستجو کرد . این روشنفکران به وضوح مشاهده کردهاند که در تفسیر تاریخی قرآن از نهضتهای پیامبران ، یک جهتگیری نیرومند از ناحیه آنها به سود مستضعفین مشاهده میشود ، و از طرف دیگر ، اصل " تطابق میان جهت گیری و خاستگاه " و به تعبیر دیگر اصل " تطابق میان پایگاه اجتماعی و پایگاه اعتقادی و عملی " که اصلی مارکسیستی است ، از نظر این روشنفکران خدشه ناپذیر تلقی میشده و نمیتوانستهاند خلاف آن را تصور کنند ، در مجموع چنین به نتیجهگیری پرداختهاند که چون قرآن جهتگیری نهضتهای مقدس و پیش برنده را به وضوح به سود مستضعفین و در جهت تأمین حقوق و آزادیهای آنها میداند ، پس از نظر قرآن خاستگاه همه نهضتهای مقدس و پیش برنده ، طبقه محروم و غارت شده و مستضعف بوده است ، پس از نظر قرآن ، تاریخ هویت مادی و اقتصادی دارد و اقتصاد " زیربنا " است . از آنچه تاکنون گفتهایم روشن شد که نظر به اینکه قرآن به اصل فطرت قائل است و به منطقی حاکم بر زندگی انسان قائل است که منطق فطرت نامیده میشود و نقطه مقا بل منطق منفعت است که منطق انسان منحط حیوان صفت است ، لهذا اسلام اصل " تطابق خاستگاه و جهتگیری " و یا " تطابق پایگاه اجتماعی و پایگاه اعتقادی " را نمیپذیرد و آن را اصلی غیر انسانی میشمارد ، یعنی این تطابق در انسانهای به انسانیت نرسیده و تعلیم و تربیت انسانی نیافته مصداق دارد که منطقشان منطق منفعت است نه در انسانهای تعلیم و تربیت یافته و به انسانیت رسیده که منطقشان منطق فطرت است . گذشته از اینها این تعبیر که میگوییم اسلام جهتگیریاش به