جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
داخل در تیپ کافران و مشمول عذاب الهی معرفی میکند [١] .
پس نه همه مؤمنان از طبقه مستضعفیناند و نه همه مستضعفین از طبقه
مؤمنان ، و این تطابق ادعایی ، پوچ محض است . البته و بدون شک همیشه
اکثریت طبقه گروندگان به پیامبران را طبقه مستضعف و لااقل طبقهای که
دستش به استضعافگری آلوده نیست تشکیل دادهاند و اکثریت مخالفان
پیامبران را استضعافگران تشکیل دادهاند . زیرا هر چند فطرت انسانی که
زمینه پذیرش پیام الهی را به وجود میآورد مشترک است و در همه وجود
دارد ، ولی طبقه استضعافگر و مسرف و مترف دچار مانع بزرگی است و آن
آلودگی و عادت به وضع موجود است . او باید از زیر خروارها بار آلودگی ،
خود را آزاد سازد ، و افراد کمی این موفقیت نصیبشان میشود . اما طبقه
مستضعف چنین مانعی در جلو ندارد ، بلکه او علاوه بر اینکه به ندای فطرت
خود پاسخ میگوید ، به حقوق از دست رفته خود نیز نائل میگردد . برای او
پیوستن به گروه اهل ایمان ، هم فال است وهم تماشا . این است که اکثر
گروندگان به پیامبران از مستضعفاناند و اقلیت از غیر اینها . اما مسأله
تطابق ، به شکلی که بیان شد ، پوچ محض است .
مبانی قرآن درباره هویت تاریخ با مبانی ماتریالیسم تاریخی متفاوت
است . از نظر قرآن روح اصالت دارد و ماده هیچگونه تقدمی بر روح ندارد ،
نیازهای معنوی و کششهای معنوی در وجود انسان اصالت دارد و وابسته به
نیازهای مادی نیست ، اندیشه در برابر کار نیز
[١] نساء / ٩٧ ، ابراهیم / ٢١ ، سبأ / ٣١ - ٣٧ و غافر / ٤٧ - ٥٠.