جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩
یک کارخانه و یک ماشین وابسته به یکدیگرند و در یک رابطه علی و معلولی مکانیکی آثار و حرکاتشان به یکدیگر گره خورده است ، افراد سرنوشت مشترک دارند و جامعه ، یعنی این مجموعه مرتبط الاجزاء ، از نظر رابطه خاص علی و معلولی مکانیکی که میان اجزایش برقرار است شناختی مستقل از شناخت هر یک از اجزاء دارد . اما نظریه سوم ، هم فرد را اصیل میدادند و هم جامعه را از آن نظر که وجود اجزای جامعه ( افراد ) را در وجود جامعه حل شده نمیداند و برای جامعه وجودی یگانه مانند مرکبات شیمیایی قائل نیست ، اصالةالفردی است ، اما از آن جهت که نوع ترکیب افراد را از نظر مسائل روحی و فکری و عاطفی از نوع ترکیب شیمیایی میداند که افراد در جامعه هویت جدید مییابند که همان هویت جامعه است هر چند جامعه هویت یگانه ندارد ، اصالةالاجتماعی است ، بنا بر این نظریه در اثر تأثیر و تأثر اجزاء ، واقعیت جدید و زندهای پدید آمده است ، روح جدید و شعور و وجدان و اراده و خواست جدید پدید آمده است علاوه بر شعور و وجدان و اراده و اندیشه فردی افراد ، و بر شعور و وجدان افراد غلبه دارد . و اما نظریه چهارم اصالةالاجتماعی محض است ، مطابق این نظریه هر چه هست روح جمعی و وجدان جمعی و شعور جمعی و اراده و خواست جمعی و " من " جمعی است ، شعور و وجدان فردی مظهری از شعور و وجدان جمعی است و بس . آیات کریمه قرآن ، نظریه سوم را تأیید میکند . همچنانکه قبلا گفتیم قرآن در شکل یک کتاب علمی یا فلسفی بشری مسائل را طرح نمیکند ، به شکل دیگری طرح میکند . قرآن مسائل مربوط به