جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
نظر اعتقادی یا اخلاقی یا عملی تأیید و تأکید میکند ، استثمار شدگی است . وجدان انسان طبعا و جبرا تابع وضع زندگی مادی اوست ، بدون تغییر در وضع زندگی مادی امکان ندارد وضع روحی و نفسانی و اخلاقی مردمی تغییر کند ، از این رو قرآن مبارزات اجتماعی را در شکل مبارزه طبقاتی صحیح و بنیادی میشمارد ، یعنی برای مبارزه اجتماعی نسبت به مبارزه اعتقادی یا اخلاقی اولویت و اصالت قائل است . از نظر قرآن کافران ، منافقان ، مشرکان ، فاسدان ، فاسقان ، ظالمان از میان گروههایی برمیخیزند که قرآن آنان را " مترف " " مسرف " ، " ملا " ، " ملوک " ، " مستکبر " و امثال اینها میخواند . امکان ندارد این گروهها از طبقه مقابل برخیزند ، همچنانکه پیامبران ، رسولان ، امامان ، صدیقان ، شهیدان ، مجاهدان ، مهاجران ، مؤمنان از طبقه مستضعف برمیخیزند و امکان ندارد از طبقه مقابل برخیزند . پس استکبار و استضعاف است که وجدان اجتماعی میسازد ، استکبار و استضعاف است که جهتگیری میدهد . همه شؤون دیگر ، " مظاهر " و " تجلیات " استضعافگری و استضعافشدگی است . قرآن نه تنها گروههای نامبرده را مظاهر و جلوهگاههای دو قطب اصلی مستکبر و مستضعف میشمارد ، به یک سلسله صفات و ملکات خوب از قبیل صداقت ، عفاف ، اخلاص ، عبادت ، بصیرت ، رأفت ، رحمت ، فتوت ، خشوع ، انفاق ، ایثار ، خشیت ، فروتنی و به یک سلسله صفات بد از قبیل کذب ، خیانت ، فجور ، ریا ، هواپرستی ، کوردلی ، قساوت ، بخل ، تکبر و غیره اشاره کرده است . دسته اول را یکجا صفات استضعاف شدگان و دسته دوم را صفات استضعافگران دانسته است . پس استضعافگری و استضعاف شدگی نه تنها خاستگاه