جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
یعنی از نظر قرآن کافران ، مشرکان ، منافقان ، فاسقان ، مفسدان همان ملا و
مستکبران و جباراناند و برعکس مؤمنان ، موحدان ، صالحان ، شهیدان همان
طبقه مستضعفان و محروماناند و جبههگیری کافران و مؤمنان انعکاسی از
جبههگیری زیربنایی استضعافگران و مستضعفان است ، دروغ محض است . هرگز
چنین تطابقی از قرآن استفاده نمیشود ، بلکه عدم تطابق استفاده میشود .
قرآن در درسهای تاریخی خود ، مؤمنانی را ارائه میدهد که از متن طبقه ملا
مستکبر برخاسته و علیه آن طبقه و ارزشهای آن طبقه شوریدهاند . مؤمن آل
فرعون که داستانش در سورهای از قرآن به همین نام ، یعنی نام " مؤمن "
، آمده است از این نمونه است . زن فرعون که شریک زندگی فرعون بودو
فرعون از تنعمی بهرهمند نبود که او بهرهمند نباشد همینطور . به داستان او
نیز در قرآن اشاره شده است [١] .
قرآن از سحره فرعون در چند مورد به نحو شورانگیزی یاد کرده است و نشان
میدهد که وجدان فطری حق جویی و حقیقت خواهی بشر چگونه در مواجهه با حق و
حقیقت علیه دروغ و زورگویی و اشتباهکاری برمیشورد و به همه منافع خود
پشت پا میزند و از تهدید فرعون - که همهتان را عن قریب به دار خواهیم
زد در حالی که یک دست از یک طرف بدن و یک پا از طرف دیگر را بریده
باشیم - نمیهراسند .
اساسا قیام شخص موسی ( ع ) طبق آنچه قرآن نقل کرده است قیامی است که
مادیت تاریخ را نقض میکند . درست است که
[١] تحریم / . ١١