جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
این جهت ، تاریخ را بسیار سودمند میگرداند و آن را به صورت یکی از منابع " معرفت " ( شناخت ) انسانی درمیآورد و او را برآیندهاش مسلط مینماید . فرقی که میان کار محقق تاریخ علمی با کار عالم طبیعی هست این است که مواد بررسی عالم طبیعی ، یک سلسله مواد موجود حاضر عینی است و قهرا بررسیها و تجزیه و تحلیلهایش همه عینی و تجربی است ، اما مواد مورد بررسی مورخ در گذشته وجود داشته و اکنون وجود ندارد ، تنها اطلاعاتی از آنها و پروندهای از آنها در اختیار مورخ است . مورخ در قضاوت خود مانند قاضی دادگستری است که براساس قرائن و شواهد موجود در پرونده قضاوت میکند نه براساس شهود عینی ، از این رو تحلیل مورخ تحلیل منطقی و عقلانی و ذهنی است نه تحلیل خارجی و عینی . مورخ تحلیلهای خود را در لابراتوار عقل با ابزار استدلال و قیاس انجام میدهد نه در لابراتوار خارجی و با ابزاری از قبیل قرع و انبیق ، لذا کار مورخ از این جهت به کار فیلسوف شبیهتر است تا کار عالم طبیعی . تاریخ علمی مانند تاریخ نقلی به گذشته تعلق دارد نه به حال ، و علم به " بودنها " است نه علم به " شدنها " ، اما برخلاف تاریخ نقلی ، کلی است نه جزئی ، و عقلی است نه نقلی محض . تاریخ علمی در حقیقت بخشی از جامعهشناسی است ، یعنی جامعهشناسی جامعههای گذشته است . موضوع مطالعه جامعه شناسی اعم است از جامعههای معاصر و جامعههای گذشته . اگر جامعه شناسی را اختصاص بدهیم به شناخت جامعههای معاصر ، تاریخ علمی و جامعهشناسی دو علم خواهند بود ، اما دو علم خویشاوند و نزدیک و