جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
یعنی مایه ضد تواضع و فروتنی و سلم است که پیامبران بدان میخوانند :
« ان الانسان لیطغی ان راه استغنی »[١] .
انسان هنگامی که خود را بینیاز و ثروتمند احساس میکند طاغی میگردد .
و باز میبینیم قرآن برای اینکه اثر سوء " مالکیت " و " داشتن " را
روشن کند داستان قارون را مطرح میکند . قارون سبطی بود نه قطبی ، یعنی از
قوم موسی بود و از همان مستضعفان بود که فرعون آنها را به استضعاف گرفته
بود . در عین حال همین فرد استضعاف شده هنگامی که به دلایلی ثروتمندی
بزرگ میشود ، بر قوم خودش که همان مستضعفان بودند برمیشورد و طغیان
میکند .
قرآن میگوید :
« ان قارون کان من قوم موسی فبغی علیهم »[٢] .
همانا قارون فردی از افراد قوم موسی بود و بر قوم خود ( که مستضعفان
بنیاسرائیل بودند ) برشورید .
آیا این خود روشن نمیکند که جبههگیری پیامبران علیه طغیان ، در حقیقت
جبههگیری علیه " داشتنها " و علیه داراییها و علیه دارهاست ؟ قرآن در
برخی آیات خود تصریح میکند که سردمداران مخالفان پیامبران ، طبقه "
مترفین " یعنی غرقه شدگان در تنعم و به اصطلاح " تنعم زدگان " تاریخ
بودهاند . در سوره سبا آیه ٣٤
[١] علق / ٦ - [٧] [٢] قصص / . ٧٦