جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥
نیم استثمار شده . نیم استثمارگر که مالک تولیدات مادی بود قهرا مالک
تولیدات معنوی هم بود . و با جبر تاریخ که همان قضا و قدر است در تعبیر
مادیاش ، قضا و قدری که خدایش نه در آسمان بلکه در زمین ، خدایش نه
مجرد بلکه مادی ، یعنی همان قدرت حاکمی که نامش زیربنای اقتصادی جامعه
و شاهفنرش " ابزار تولید ) ] است ، نمیتوان پنجه در پنجه افکند . پس
پیامبران مسؤول ناکامی خود نبودهاند .
ولی ضمن اینکه با بیان گذشته ، پیامبران راستین تبرئه میشوند ، نظام
راستین هستی که گفته میشود نظام " خیر " است ، نظام " حق " است ،
خیر بر شر غلبه دارد ، تخطئه میشود . الهیون که با دیده خوشبین به نظام
مینگرند ، ادعا میکنند که نظام هستی نظام راستین است ، نظام حق است ،
نظام خیر است ، شر و باطل و ناراستی وجود عرضی و طفیلی و موقت و غیر
اصیل دارد ، آن که محور و مدار نظام هستی یا نظام اجتماعی بشر است ، "
حق " است :
« فأما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض »[١].
و گفته میشود در مبارزه حق و باطل ، حق پیروز است :
« بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق »[٢] .
و گفته میشود دست تأیید خداوند پشت سر پیامبران راستین است :
[١] رعد / . ١٧ [٢] انبیاء / . ١٨