جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩
نمیتوان دلبخواهانه به طور پیشرس به دوره قبل از آن دوره اعطا کرد ( آنچنانکه سوسیالیستهای خیالباف میخواستند ) ، در یک دوره خاص تاریخی نیز که جامعه به دو طبقه تقسیم شده است ، آگاهی خاص طبقهای را به طبقهای دیگر نمیتوان تحمیل کرد . آگاهی مشترک انسانی وجود ندارد . لهذا در جامعه طبقاتی ، نه ایدئولوژی عام و کلی که جهت گیری طبقاتی نداشته باشد میتواند پدید آید - هر ایدئولوژی که در جامعه طبقاتی ظهور کند خواه ناخواه رنگ طبقهای خاص دارد - و نه به فرض محال اگر وجود پیدا کند میتواند عملا نقشی ایفا کند ، از این رو دعوتهای ادیان و مذاهب و لااقل آنچه به نام ادیان و مذاهب به صورت هدایت و تبلیغ و پند و اندرز و از موضعی عدالتخواهانه و انصاف جویانه و مساوات مابانه خطاب به نوع بشر ادا میشود اگر نگوییم فریبکارانه است لااقل باید بگوییم خیالبافانه است . . ٦ نتیجه دیگری که به ترتیب باید بگیریم این است که خاستگاه رهبران انقلابی و پیشرو و مجاهد ، جبرا و لزوما طبقه استثمار شده است . پس از آنکه ثابت شد که تنها طبقه استثمار شده آمادگی روشنفکری ، اصطلاح طلبی و انقلابی شدن را دارد و این زمینه تنها وسیله استثمارشدگی و محرومیت به وجود میآید و حداکثر نیازمندی به عوامل روبنایی در وارد شدن تضاد طبقاتی در خودآگاهی ا ست ، به طریق اولی افراد برجستهای که این روشنفکری را وارد خودآگاهی طبقه استثمار شده میکنند باید خود همدرد و همزنجیر آن