جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣
ای مردم ! همانا آن چیزی که عموم را در خود گرد میآورد و وحدت میبخشد
و سرنوشت مشترک به آنها میدهد خشنودی و خشم است .
( هرگاه مردمی به صورت جمعی به کاری که واقع میشود - ولو به وسیله فرد
واحد - خشنود یا نا خشنود باشند ، همه یک حکم و یک سرنوشت پیدا میکنند
) .
" « و انما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمهم الله بالعذاب لما عموه
بالرضا : " ، فقال سبحانه " فعقروها فأصبحوا نادمین » " [١] .
خداوند عذاب خویش را به صورت جمعی بر عموم مردم ثمود فرود آورد ،
زیرا که عموم مردم ثمود به تصمیمی که یک فرد گرفت خشنود بودند ، و آن
تصمیم که به مرحله عمل درآمد ، در حقیقت تصمیم عموم بود . خداوند در سخن
خودش کار پی کردن را در عین اینکه وسیله یک فرد صورت گرفته بود به جمع
نسبت داد و گفت آن قوم پی کردند و نگفت فردی از آن قوم پی کرد .
اینجا نکتهای است که خوب است یادآوری شود و آن اینکه خشنودی به
گناهی ، مادام که صرفا خشنودی باشد و عملا شرکت در آن گناه تلقی نشود ،
گناه شمرده نمیشود ، مثلا فردی گناه میکند و دیگری پیش از گناه و یا بعد
از آن از آن آگاه میشود و از آن خشنود میگرد د ، حتی خشنودی اگر به مرحله
تصمیم برسد و به مرحله عمل نرسد باز هم گناه تلقی نمیشود ، مثل اینکه خود
فرد تصمیم به یک گناه میگیرد ولی عملا به انجام نمیرسد . خشنودی آنگاه
گناه تلقی میشود که نوعی شرکت در تصمیم گناه یک فرد و به نوعی مؤثر در
تصمیم او و عمل او تلقی شود . گناهان اجتماعی از این قبیل است .
[١] نهجالبلاغه خطبه ١٩٩ ، و آیه در سوره شعرا / . ١٥٧